جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل وارد ماه دوم خود شده است و اینکه جنگ چه زمانی به پایان می رسد محل سوال است.
منطق جنگها این است که دیر یا زود به پایان میرسند و پایان آنها نیز با دیپلماسی است. البته تا زمان پایان جنگ نمی توان سناریوهای میدان نبرد را نادیده گرفت. آمریکا هر روز یک حرف جدید میزنند که آن را ناشی از پیشبینیناپذیری ترامپ و برخی آن را شیوهای برای رد گم کردن از حرکتهای بعدی او میدانند.
اما در میان همه این اظهارات ضدونقیض مسئله حمله به یکی از جزایر ایران و پیاده سازی نیروی زمینی از مسائلی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
در این خصوص خبرآنلاین با اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی و نماینده پیشین مجلس به گفتوگو نشسته است.
گرامیمقدم با اشاره به شکست راهبردهای آمریکا و اسرائیل برای براندازی و تجزیه ایران، هدف اصلی این تهاجم را تلاش برای «مدیریت منابع نفت» جهت فشار بر رقبای صنعتی مثل چین دانست.
او ضمن هشدار نسبت به عواقب هرگونه حمله زمینی به خاک و جزایر ایران برای آمریکاییها تاکید کرد که دشمن در میدان نبرد به بنبست رسیده و اکنون قصد دارد با فریب دیپلماتیک و خرید زمان، ناکامیهای خود را جبران کند.
این فعال سیاسی پایان جنگ را مشروط به پذیرش پیششرطهایی نظیر «ارائه تضمین بینالمللی عدم تجاوز» و «پرداخت غرامت» دانست و تصریح کرد که گسترش جنگ تنها به رفتار متجاوز و واکنش ایران در بستن تنگه هرمز بستگی دارد.
مشروح گفتوگو با این نماینده پیشین مجلس را در ادامه بخوانید:
***
* یک ماه از جنگ گذشته و پایان آن محل سوال است. اخیرا اظهارات آمریکایی ها حاکی از احتمال پیاده سازی نیروی زمینی و اشغال یکی از جزایر ایران بوده. شما چقدر احتمال برای این دو موضوع قائل هستید؟
در مورد این موضوع، سناریوهای مختلفی وجود دارد که هر کدام با نسبتهای متفاوتی محتمل هستند. اگر بخواهیم واقعبینانه به ذات بحث نگاه کنیم، باید ببینیم جنگ چطور شروع شد. دشمنان ما یعنی آمریکا و اسرائیل، با زیر پا گذاشتن تمامی موازین حقوق بشر و حقوق بینالملل، به ما حمله کردند و حقوق یک ملت و یک کشور مستقل را که دارای حکومتی نظاممند و قانونی است – که هرچند ممکن است به انتخاباتش نقدهایی هم وارد باشد – را نادیده گرفتند. بنابراین، حالا کسانی که حمله کردهاند باید به این فکر باشند که چگونه از این جنگ خارج شوند.
همانطور که در مقدمه گفتم، اهداف آمریکا و اسرائیل از این حمله امروز دیگر روشن شده است. هدف اولیهشان که قبل از حمله هم اعلام کردند و ابایی از گفتنش ندارند، براندازی جمهوری اسلامی بود. یکی دو هفته قبل هم رسماً گفتند که به دنبال تغییر نقشه ایران و تجزیه هستند. کمی که پیش آمدیم، گفتند به دنبال نفت ایران هستیم. پس این پازلها کاملاً درست است؛ اگر میخواهند به نفت ایران دسترسی و کنترل داشته باشند، دنبال تجزیه ایران هستند و برای آن هم دنبال براندازی حکومت هستند.
اما در یک مهندسی معکوس که از راهبردهای آنها نتیجهگیری میکنیم، میبینیم که تاکنون در تمامی این راهبردها شکست خوردهاند و به هیچکدام از اهدافشان نرسیدهاند. باز هم میگویند دنبال کنترل نفت هستند؛ اینجا سوال پیش میآید که خودشان بزرگترین تولیدکننده نفت هستند، پس چه احتیاجی به نفت ما دارند؟ واقعیت این است که آنها احتیاج به خودِ نفت ایران ندارند، بلکه احتیاج به «مدیریت» نفت ایران و ونزوئلا دارند تا این انرژی به دست رقیب صنعتیشان یعنی چین نرسد، یا اگر میرسد با قیمت بالا برسد.
با وارد شدن جنگ به فاز زمینی ممکن است ایران استانهایی که قبلا متعلق به ایران بوده را به خاک خود برگرداند
با توجه به اینکه به اهدافشان نرسیدهاند، چند سناریو محتمل است. یکی اینکه برای تمام کردن هزینهها، با همین شرایط از جنگ خارج شوند، نه چیزی بدهند و نه چیزی بگیرند. در این صورت فقط یک آبروریزی میماند که هژمونی و هیمنه ایالات متحده در دنیا شکست خورده و در برابر یک قدرت منطقهای نتوانسته به راهبردهایش برسد. اینجا مباحثی هم در خصوص رقبای آنها مثل روسیه مطرح است.
سناریوی دیگر که برخی کارشناسان کاخ سفید به آنها پیشنهاد میدهند این است که برای داشتن یک دستاورد، با حمله زمینی یکی دو تا از جزایر ما را اشغال کنند تا بتوانند باجگیری کنند و ایران را مجبور کنند از مدیریت تنگه هرمز دست بردارد. اما بسیاری از کارشناسان در داخل و خارج آمریکا معتقدند این کار بسیار پرریسک است و باعث فرو رفتن بیشتر در باتلاق میشود. اگر آنها جایی را اشغال کنند، باید بدانند ایران هم ممکن است زمینی جاهای دیگری را اشغال کند. ضمن اینکه نیروی زمینی ایران یکی از پرقدرتترینهای دنیاست و حتماً آنجا ضربه خواهند خورد و سربازان آمریکایی زیادی کشته میشوند. عبور از نیروی زمینی زبده ایران که تجربه هشت سال جنگ را دارد بسیار سخت است و اگر اتفاقی بیفتد، آن جزیره مزار سربازانشان خواهد شد. حتی ممکن است ما با همان نیروی نظامی، برخی استانهایی را که در ۷۰-۸۰ سال قبل متعلق به ایران بوده، مجدداً به خاک کشور الحاق کنیم.
هر سناریویی برای دشمنان هزینه زیاد دارد چرا که محاسبه اولیه آنها اشتباه بوده است
بنابراین هر راهی را برای خروج انتخاب کنند با هزینههای فراوان روبرو میشوند، چون محاسبه اولیه آنها برای ورود به جنگ اشتباه بود. مگر اینکه در یک بازی برد-برد به ایران امتیازاتی بدهند؛ از جمله پایان جنگ (نه فقط آتشبس)، دادن تضمین و ضمانت توسط دیگران که دیگر حمله نظامی نکنند، پرداخت غرامت و به رسمیت شناختن حقوق کشور ما در مسائل هستهای و توانمندیهای دیگر. این سادهترین راه خروج برای آنهاست و باید دید دوباره دست به خطای محاسباتی میزنند یا با هزینه کمتر خارج میشوند.
تضمین عدم تجاوز به ایران و پرداخت غرامت باید پیش شرط مذاکره باشد/ آمریکا و اسرائیل به دستاوردهای ۲۰۰ ساله بشریت خیانت کردهاند
* اصولا دیپلماسی است که به جنگ را خاتمه میدهد. دو موردی که به آن اشاره کردید یعنی «تضمین برای عدم تجاوز مجدد به خاک ایران» و «پرداخت غرامت» را پیش شرط مذاکره میدانید یا فکر می کنید که باید نتیجه دیپلماسی باشد؟
قبول ندارم که اینها حتماً باید «نتیجه» مذاکره باشد؛ این نکته در ارتباط با شرایط عادی است. اگر ما قبل از جنگ بودیم و مذاکرات به هم نریخته بود این حرف درست بود. اما الان با کاری که آمریکا و اسرائیل کردند، در حقیقت به دستاوردهای ۲۰۰ ساله بشریت خیانت کردند. اگر ما بدون هیچ پیششرطی وارد مذاکره شویم، از کجا معلوم به نتیجه برسیم؟ ما نمیخواهیم فقط به نتیجه برسیم؛ باید تضمینی باشد که مذاکره خودش تبدیل به جنگ نشود.
تصور من این است که باید یک راه میانه در پیش گرفت؛ یعنی پیشفرضهایی را در نظر بگیریم که شدنی باشد، مثل همین تضمین که حمله نکنند. اگر قصد مذاکره و صداقت دارند، باید کشوری مثل چین بیاید و تضمین بدهد. ایران همواره دنبال مذاکره بوده اما آنها در دو دوره اخیر مذاکره را به جنگ تبدیل کردند، پس ایران حق دارد با تردید نگاه کند.
در جنگ کم آوردهاند و میخواهند کمبودهای میدان را با دیپلماسی جبران کنند
من یک قدم فراتر میروم؛ فکر میکنم آنها چون در میدان کم آوردهاند، میخواهند با دیپلماسی کمبودهای میدان را جبران کنند. دارند وقت میخرند تا به بهانه مذاکره، خودشان را تقویت کنند، شناسایی کنند و اطلاعات عملیاتشان را تکمیل کنند تا ضربهای بزنند که ایران مجبور به امتیازی غیرعزتمندانه شود. بنابراین میدان، دیپلماسی و مردم همگی باید پای کار و آماده باشند. به احتمال ۹۹ درصد آمریکاییها دنبال فریب دادن میدان هستند. با این حال اشکالی ندارد وزیر و تیم دیپلماتیک ما بروند مذاکره کنند تا ببینند قصد فریب دارند یا صادق هستند، ولی حتماً باید پیششرطهایی باشد، وگرنه دوباره همان اتفاقات با امکانات بیشتر تکرار میشود.
* در سبکوسنگین کردن سناریوهای مختلف آنها را محکوم به شکست دانستید. در واقع فکر میکنید جنگ کنونی گسترش پیدا نخواهد کرد؟
جنگ در همین اندازه گسترش پیدا کرده است، اما اینکه گسترش بیشتری پیدا کند یا نه، کاملاً به طرف متجاوز بستگی دارد. اگر متجاوز بخواهد به جاهای حساس و ساختاری ایران ضربه بزند و این روند را ادامه دهد، جنگ گسترش پیدا خواهد کرد. اگر تنگه هرمز هم بسته بماند - که تصمیم آن با ایران است - به اقتصاد کل دنیا خسارت وارد میشود و در این صورت کشورهای دیگری که منافع خود را در خطر میبینند، ممکن است از جنبههای اطلاعاتی یا تسلیحاتی وارد جنگ شوند.
اما به نظرم در ایالات متحده فشارها روی ترامپ زیاد است. از طرفی هم ناتو به جنگ ملحق نشد و بنابراین احتمالاً ترامپ بخواهد با یک بلوف از جنگ خارج شوند. حرفهایی که زد مبنی بر اینکه نیروی هوایی ایران را نابود کردهاند، واقعیت ندارد و صرفاً تاکتیک است. فکر میکنم اگر با همین شرایط خارج شوند، جنگ توسعه پیدا نخواهد کرد.